تهيه ونشر مؤسسه بوستان كتاب قم

24

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى )

فغان و آه كه نشناختيم قدر ترا * گرفت از كف ما نعمتى چنين كفران كنون به سوگ تو بنشسته‌ايم در حسرت * كنون زدورى تو اوفتاده در حرمان نه من زهجرتو اندر خروش و افغانم * كه در خروش و فغانست خطّهء ايران قيامتى شده برپا به قم كه وا همه گفت * مگر كه زلزلت الارض را رسيده زمان مگر كه يونسى اندر دهان ماهى شد * مگر كه نوح به كشتى نشست در طوفان مگر كه مه به محاقش رسيد ناهنگام * مگر كه نيّر اعظم به ظل شده است نهان مگر كه عرش برين بر زمين فرودآمد * و يا جنازهء علّامه شد به عرش روان صداى ضجّهء مرد و زن و صغير و كبير * ز ارتحال چنان عالم عظيم الشان قلم شكسته و دل خسته و زبان بسته * چگونه وصف ترا مثل من كند عنوان زدرس و بحث و زتعليم و تربيت تا هست * سخن فيوض الهى ترا رسد هر آن تو جان جان حسن زاه كى روى از ياد * اگر چه پيكرت از ديدگان شده پنهان درس عشق اى سرور و سالار من من بندهء فرمان تو * اى دلبر و دلدار من من بندهء فرمان تو